السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

32

تفسير الميزان ( فارسي )

مىزنند ؟ و خلاصه شاعر و يا مجنون بودن تو هم از غيبهايى است كه هيچ ترديدى در آن نيست . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : مراد از غيب ، علم غيب ، و مراد از « كتابت » ، اثبات است ، و معناى جمله اين است كه : نه ، بلكه مىگوييم نكند علم غيب نزد ايشان باشد ، و آنچه را مىدانند به عنوان شرع براى مردم اثبات مىكنند ، و بر مردم واجب است كه ايشان را در آنچه اثبات كرده‌اند اطاعت كنند . و بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : معناى جمله « يكتبون » « يحكمون » است ، يعنى بدانچه از غيب مىدانند حكم مىكنند . * ( « أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ » ) * كلمه « كيد » به طورى كه راغب مىگويد : به معناى نوعى حيله گرى است « 3 » . ولى صاحب مجمع البيان آن را به مكر معنا كرده . بعضى ديگر گفته‌اند : كيد به معناى هر عملى است كه مايه خشم پنهانى گردد « 4 » . از ظاهر سياق بر مىآيد كه مراد از كيد مكذبين ، مكرى است كه با رسول خدا ( ص ) مىكردند ، و نسبتهايى است كه به آن جناب مىدادند ، از قبيل : كهانت ، جنون ، شاعر بودن ، و تقول ، تا به اين وسيله مردم را از روى آوردن به وى روگردان كنند ، و از او دور سازند ، و به اين وسيله دعوتش باطل و بىاثر و نورش خاموش شود ، و اين كيد ( با همه ماهرانه بودنش ) كيد به خودشان بود ، چون در مرحله اول خود را از سعادت ابدى و از افتادن به راه حق محروم مىسازند ، بلكه مىتوان گفت : ( هر چند پيش خود خيال مىكنند كه عليه آن جناب نقشه مىريزند ولى خبر ندارند كه ) اين خداست كه به دست خودشان توفيق را از ايشان سلب نموده ، دارد مهر بر دلهايشان مىزند . بعضى « 5 » از مفسرين گفته‌اند : مراد از كيدى كه در اين آيه آمده ، خصوص آن عملى است كه در دار الندوه انجام دادند ، و مراد از * ( « فَالَّذِينَ كَفَرُوا » ) * هم كه از آنان به مكذبين تعبير فرموده ، همان افراد دار الندوه‌اند كه خدا كيدشان را درست عليه خود آنان به جريان انداخت ، و در جنگ بدر به كشتنشان داد . و بنا به گفته اين مفسر ، آيه شريفه يكى از پيشگوييهاى قرآن مىشود ، چون سوره طور

--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 38 . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « كيد » . ( 4 و 5 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 169 .